|
اراده ی جمهور
|
||
رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
مغلطه ای است اینکه دوستان اصلح طلب در می اندازند که بترسید و رای در صندوقها اندازید؛ بهراسید که اگر بیاییند چه و چه ها شود، بیاید نام ما را بنویسیدکه بدتر ها, وضع را بدتر از ما می کنند اگر بدیم از بدتر ها بهتریم و راه گذار به دمکراسی ازدرب منزل ما می گذرد و بس...
برای اینکه روشن شود این راه اگر به ترکستان نمی رود به دمکراسی هم ختم نخواهد شد. این چند جمله را حوصله کنید:
جامعه ای را در نظر می آوریم که در آن مثلا 7 گروه از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضور دارند. هر کدام طرفداران و یارانی دست و پا کرده اند و نفوذی پیدا کرده اند.
گروهA ،صاحب 35 درصد آرا جامعه است.
گروه B، توانسته 20 درصد آرا جامعه را با خود همراه کند.
گرو C، ۱۵در صد آرا جامعه را دارد.
گروه D،۱۰ درصد آرا را در انتخابات به خود اختصاص می دهد.
گروه E نیز10 درصد آرا را در انتخابات کسب می کند.
و گروه های GوFنیزهر کدام 5 در صد میان رای دهندگان محبوبیت دارند.
بر این اساس در یک دمکراسی نسبتا سالم گروه A قادر است در انتخابات های برگزار شده با کسب 35 در صد آرا با "اکثریت نسبی" به پیروزی برسد. این چنین آرایی را رای های "ایجابی" می نامیم، یعنی رای دهندگان به گروه سیاسی و طبقه خود به دلیل اشتراک نظر ، دیدگاه و یا منافع طبقاتی شان رای داده اند. این آرا "همگن" هستند و تا حدود زیادی پایدار. گروه A نیز در صورت نیاز با ائتلاف با گروه B یا چند گروه دیگر که آرا کمتری دارند و دیدگاه هایی نزدیک تر، اکثریت خود را به بالای 50 درصد می رساند.
حال وضعیتی را در نظر آورید که رای د هندگان به وسیله گروهایی که دارای اکثریت نسبی نیستند، یعنی آرا ئشان از 35 درصد کمتر است تحریک می شوند که چه نشسته اید که گروه A گروهی تمامیت خواه، فاشیست، انحصار طلب، بر باد دهنده منافع ملی ، فاقد وجاهت جهانی و ... است.
این گروهای کم رای و یا دارای رایی کمتر از گروهA ، برای مقابله با گروه A سعی می کنند متحد شوند در حالی که منافع طبقاتی همسان، خواستگاه های اجتماعی یکسان و دارای دیدگاه های مشترک فرهنگی نیستند. تنها نطقه اشتراک شان مقابله با پیروزی A و شکست دادن آن است.
در این حالت نسبت آرا حدودا 35 به 65 خواهد بود یعنی" اکثریت مطلق". حال ممکن است این گروه پیروز که توانسته مخالفین A را متحد کند هر کدام از گروه های B.D.E. و یا حتی Fو G باشد. این آرا را " سلبی " می نامیم چرا که برای مقابله با A ،در صندوق ها ریخته شده و" ناهمگن" است. این همان چیزی است به به زبان ساده می گوییم " می دانیم چه نمی خواهیم اما نمی دانیم چه می خواهیم". در دمکراسی اکثریت نسبی، مردم بر اساس آنچه می خواهند رای می دهند و در دمکراسی بر اساس آرا سلبی مردم رای می دهند بر اساس آنچه نمی خواهند.
اصولا دمکراسی های قوی و پایدار بر اساس آرا ایجابی و اکثریتی نسبی به وجود می آیند و کمتر دمکراسی بر پایه آرا سلبی پایدار و مستحکم بوده است.
توجه به نحوه انتخاب آقای خاتمی عزیز در انتخابات دوم خرداد 1376 در این باره خالی از لطف نخواهد بود . چرا که در آن انتخابات شعار های رقیب وی کاملا شفاف بود. تقریبا همه مردم می دانستد که آقای ناطق نوری در زمینه مسائلی چون حجاب، اقتصاد، فرهنگ و حتی اداره شهرها و ... چه دیدگاه هایی دارد و چه سیاست هایی را اعمال خواهد کرد.
اما در مقابل آقای خاتمی که در آن دوره چندان هم چهره شناخته شده ای نبودند شعارهایی بر اساس آزادی، جامعه مدنی و مردم سالاری می دادند که چندان هم شفاف نبود. همپچنان که وقتی ایشان و یارانشان بعد از انتخابات شعار جامعه مدنی را به مدینت النبی تفسیر کردند آه از نهاد برخی دیگر از یارانشان برآمد.اما دلیل اصلی 20 ملیون را آقای خاتمی نه شعای های شان که بلکه رای نیاوردن آقای ناطق بود.
اتفاقا آقای احمدی نژاد هم در انتخابات نهم بسیاری از آرا خود را مدیون مخالفان آقای هاشمی بودند نه شعارها و عملکرد خود.
ناهمگی آرا ایشان همان نتایج در حال به بار آوردن است که آقای خاتمی تجربه کرده بودند. اندک اندک فرو پاشیدن جبهه نامگن رای دهندگان, نبود امکان ایجاد اتحاد برای اعمال سیاست های اعلام شده و به قول خود آقای خاتمی عبور و مرور فراوان, در نهایت ترافیک و شکست سنگین از اصول گرایان.
و اکنون دوباره همان داستان در حال تکرار است اصلاح طلبان و یارانشان دعوتمان می کنند که رای بدهیم، از خواسته های خود دست بشویم و در برابر اصول گرایان متحد شویم. سیستم نظارت استصوابی را بپذیریم و به کسانی از جناح اصلاح طبان که از فیلتر شورای نگهبان و یا مشابه آن گذشته اند رای بدهیم تا مبادا دوباره بدتر ها حاکم شوند. تا مبادا هر آنچه اصلاحات در این کشور به رنج ! گرد آورده بود یک شبه بر باد برود و...
رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
و اما نمی گویند که پس خواسته های ما چه؟ مطالبات ما چه؟ کاندیدا های ما چه؟ تشکل های نداشته و همیشه فاقد مجوز ما چه؟
آنها دوباره در راه توده ای کردن مردم، جلب رای های سلبی و اتحاد میان گروه های نا همگنی هستند که شورای شهر اول نمونه کاریکاتوروار و ناموفق آن بود.
نمی دانند و یا نمی خواهند بگوییند که همین تحریم مثل این است که گویا تحریمی ها در پارلمانی چند حزبی حتی اگر 15 درصد آرا را هم به خود اختصاص دهیم باز هم اقلیتی قوی هستیم که در آینده رشد هم خواهیم داشت تا روزی که به خواسته هایمان برسیم.
بماند تفسیر این نکته که اگر تحریمی ها رای هم بدهند چه اجباری است که به کاندیدا های اصلاح طلبان رای دهند؟
انتقاد همزمان کروبی و موسوی از توزیع سیب زمینی و هدایای نقدی توسط دولت احمدی نژاد
واشنگتن، 20 آوریل (تلویزیون واشنگتن)—مهدی کروبی و میر حسین موسوی، دو نامزد اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم، به صورت همزمان در دیدار با هواداران خود، زبان به انتقاد صریح از پخش هدایای نقدی و غیر نقدی توسط دولت در بین مردم گشوند و آن را مصداق خرید و فروش رای توسط حامیان دولتی احمدی نژاد از پول بیت المال ذکر کردند.
به گزارش سایت یازی نیوز، مهدی کروبی درجمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه اراک و دانشگاه آزاد اسلامی این استان،گفت: «مردم از شرایط فعلی ناراضی هستند و با توزیع سیب زمینی ، پول و... مشکلات مردم حل نمیشود.»
در همین حال سایت کلمه نیز گزارش داد که میر حسین موسوی شنبه شب، در نخستین همایش سراسری «سخنرانان حامی میرحسین» با انتقاد از آنچه که خارج شدن فساد اداری ایران از شکل ظاهری، خرید رای به صورت سازماندهی شده، آشکارا و در سطح گسترده از سوی دولت احمدی نژاد پیگیری می شود، گفت: « این شائبه وجود دارد که بخش عمدهای از کسریهائی که الان دیوان محاسبات عمومی در تفریغ بودجه بر آن تاکید میکند و به خزانه ریخته نشده، در خدمت همین مساله به کار گرفته شده است.»
واشنگتن، 1 آوریل (تلویزیون واشنگتن)— روزنامه فرهنگ آشتی که حدود 4 ماه پیش با اخراج تحریریه و استخدام روزنامه نگاران و خبرنگاران جدید، دور انتشار نوینی را آغاز کرده بود، امروز چهارشنبه 12 فروردین ماه در حالی که تمام روزنامه های ایران در تعطیلات طولانی نوروزی به سر می برند، اعلام ورشکستگی کرد.
ایران برای کمک گنندگان به انتفاضه فلسطینی ها و بازسازی غزه معافیت مالیاتی تعیین کرد
واشنگتن، 26 مارس (تلویزیون واشنگتن)— هیئت وزیران جمهوری اسلامی ایران، در مصوبه ای، تصمیم گرفت که «کلیه وجوه پرداختی اشخاص به منظور بازسازی غزه به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی عملکرد سال پرداخت مودی (مالیات دهنده)» محسوب شود.
پيروزي قاطع تحريم كنندگان انتخابات در تهران
وزارت كشور از ارايه آمار دقيق واجدين شرايط در تهران و شهرستان ها و همچنين تعداد دقيق برگه هاي راي مصرفي خود داري مي كند.
اما به اين نكات توجه كنيد:
- صفرعلي براتلو رييس ستاد انتخابات استان تهران در نشستي مطبوعاتي روز پنج شنبه 23 اسفند با خبرنگاران اعلام كرد :
در مجموع استان نه ميليون و 700 هزار نفر بالاي 18 سال واجد شرايط راي دادن هستند كه از اين تعداد 6 ميليون و 573 هزار و 48 نفر در شهر تهران حضور دارند.
- از طرفي ديگر فرمانداري تهران نيز اعلام كرده است كه :
از نتايج شمارش 2 هزار و 880 صندوق از 3 هزار و 904 صندوق تهران بزرگ مجموع آراي مأخوذه از صندوقهاي شمارش شده يك ميليون و 385 هزار و 286 رأي است.
بر اساس آنچه كه من از برخي منابع آگاه در ستاد انتخابات كشور و وزارت كشور كسب اطلاع كردم كل تعداد شركت كنندگان در انتخابات تهران كمتر از يك ميليون و 700 هزار نفر بوده است.
با اينكه آمار هاي وزارت كشور با آمار مزكر آمار ايران در تناقض است. اما اگر همين آمار را براي رسميت بخشيدن به آنچه مي گوييم مبنا قرار دهيم تنها حدود 25 درصد مردم تهران در انتخابات مجلش هشتم شركت كرده اند و 75 درصد مردم تهران در اين انتخابات حضور نداشته اند.
البته وزارت كشور ميزان حضور مردم را حدود 40 درصد اعلام كرده است كه به اين ترتيب نادرستي اين ادعا به اثبات مي رسد.
تحريمي ها با بيش از 75 درصد آرا پيروز قاطع انتخابات تهران بوده اند. در باره دیگر شهر ها نیز مسلما با دسترسی به آمار های واجدین شرایط و تعدا آرا ماخوذه می توان در باره ادعای حضور ۶۰ درصدی مردم ایران در انتخابات به تحقیق پرداخت و درستی و یا نادرستی آن را به اثبات رساند. البته اولین و ابتدایی ترین نتیجه پیروزی تحریمی ها، رفتن اعضا لیست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان به به خارج ازفهرست ۳۰ نفر اول تهران بود.
اين آمار البته پيامدهاي دیگری نيز دارد كه پس از فراغت از ستاد انتخابات وزارت كشور و در عيد نوروز بيشتر بايد در آنها به تامل پرداخت .
خرید و انتخابات
مردم در حال خرید عید هستند و چانه زنی بر سر قیمت لباس و اثاث ( و نه برنامه های نامزدها و یا حتی اشخاصی که تمثال آویخته اند بر دیوار های شهر) . لزومی ندارد در باره رویدادی که کسی میلی برای در آمیختن با آن را ندارد و حکومت جمهوری اسلامی ایران آن را"انتخابات مجلس هشتم" خوانده، سخنی جدی راند. زندگی ادامه دارد و تحریمی ها این بار برنده اند حتی 3 روز مانده به انتخابات هر کسی که در این شهر زندگی کند این موضوع را با ساده ترین مدل های تحلیل می تواند به اثبات برساند.
البته همکاران رسانه ای صدا و سیما مجبورند که جمعه کلمه های"باشکوه" و"دشمن شکن"را برای این اتفاق استفاده کنند، اگر نه همه می دانیم که آنها هم در این شهر زندگی می کنند؛ بدتر از همه اینکه زندگی در این شهر نیاز به حقوق ماهانه دارد.
- اصلاح طلبان هم که باید رای بدهند اگر نه که مجبورند بار دیگر که از پنجره بیرونشان کردند از دود کش ها وارد شوند.سخت است و قابل درک.اما من باز هم نفهمیدم معنی این تاکتیک اصلاح طلبان را: "حضور معترضانه"!
" کف مطالبات حداقلی" یا " آرامش فعال" و استراتژی ها و تاکتیک هایی از این دست که یادتان هست؟
لطفا از قطار بی ترمز پیاده شوید
استراتژی حمله و اقناع؛ آنها این راه را در پیش گرفته اند، یا شاید بهتر است بگویم تا همین اندک زمانی قبل تر، پیش ازآنکه بلیط هایشان را به دستشان دهند و از قطار بی ترمز پیاده شان کنند، این راه را در پیش گرفته بودند.
می توفیدند، می خروشیدند، و می نواختندمان که شمایان همان سبب سازان این طوفان بنیان کن اصلاح مایید، که شمایان رییس دولت نهم را اقتدار دادید، شمایان منفعل اید، میهن بر باد ده، چشم به بیگانه دوخته و...
سوار بر این توسن می توفیدند، می خروشیدند و می نواختندمان به جرم رای نینداختن به نام آنها در صندوق ها.
حالا شب ها در ستادهایشان بیتوته می کنند که نامزد بدهیم یا نه؟رای بدیم یا نه؟ بیایم و برویم یا نه؟
البته که آنها می توانند. همیشه توانسته اند. مگر آنها به نام آزادی انقلاب نکردند و جمهوری اسلامی آوردند؟ مگر سالها بر این خاک حکم نرانند و مگر همین ها نبودند و نیستند که آیت الله خمینی رهبر کالیزمای نشسته بر محراب مقدسشان است؛ همچنان؟ مگر جامعه مدنی را مدینه النبی نکردند برایمان؟ پس باز هم می توانند، حتی گاه تواناتر از دولت نهم. می تواند هر اصلی را، هر اخلاقی را و هر وضعیتی را بر اساس آنچه خود می خواهند تعبیر کنند، هرچند صحن دانشگاه کلمبیا یشان کوچک تر است.
وقتی امکان رقابت ندارند، نامزد معرفی نمی کنند، رای هم نمی دهند.
چرا از اصولگرایان حمایت نمی کنند؟
سوال اینجاست، چرا از نامزد های اصولگرایان جبهه متحد، اصولگرایان فراگیر و یا حتی اصولگرلیان مترقی دفاع نمی کنند؟ مگر اصل بر انتخابات نیست و شرکت در آن با شناسنامه های مهر خورده و رای های در صندوق ریخته شده برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی؟ چرا نمی شود بر اساس استراتژی "آرامش فعال" و" کف مطالبات حداقلی" با این همه گروه های متنوع! اصولگرا به توافق رسید...
وقتی برای آنان پاسخ منفی است. چرا برای ما همیشه مثبت فرضش می کنند؟ چرا ما وقتی نامزدی از همفکران و هم طبقه ها و صد ها"...هم..." دیگر نداشیم و نداریم، باید به نامزد های آنها رای می دادیم و بدهیم؟
چرا؟
اگر رای نمی دادیم، گناه کار بودیم وحال که نیروی اقناع مان را در اختیارشان قرار نمی دهیم، موستوجب بر دوش کشیدن بار دولت نهم؟
این رفتار دو گانه اصلاح طلبان را که زمانی با اقناع و زمانی با حمله و شاید روزی با ترس می خواستند پای صندوق ها بکشانندمان حال باید چگونه پاسخ داد؟ فعلا در اندیشه این پاسخم، اگر نه که نگرانی از بایت اتفاقی که قرار است 24 اسفند بیفتد، نیست. 24 اسفند هر اتفاقی که بیفتد اسمش انتخابات نیست حتی با حضور بیش از 60-70 درصدی شناسنامه ها. حالا هر کسی هرچه دوست دارد بنامدش.
مهران قاسمی دوست و همکار قدیمی در گذشت
من اينجا بس دلم تنگ است
و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است !
بيا ره توشه برداريم
قدم در راه بي برگشت بگذاريم
ببينيم آسمان هر كجا آيا همين رنگ است ؟
بحران روزنامه نگاری برای اصلاح طلبان و دمکراسی در کلام
بحران "دمکراسی در کلام" اصلاح طلبان حکومتی این روزها دامنگیر روزنامه نگاران اصلاح طلب شده است آنهایی که هنوز چیزی از آزادی بیان، گردش آزاد اطلاعات و روزنامه نگاری مستقل به یاد دارند.
برخی از همین دوستان البته درماجرای دور نهم انتخابات ریاست جمهوری به دلیل حمایت از هاشمی رفسنجانی و برای رای آوردن وی ازهر اخلاق روزنامه نگاری و حرفه ای روی گردان شدند و شد آنچه نباید می شد - شخصا این وضعیت را تجربه کرده ام-.
حال البته باید بازگشت این همکاران به عرصه روزنامه نگاری مستقل را به فال نیک گرفت. هرچند که گفته های دوست عزیز و همکار سابقم در ایلنا نیز بسیار دقیق و قابل تامل است.
اما چند پرشس که امیدوارم این دوستان به آنها پاسخی در خور دهند:
لوگوهای حزبی
اول اینکه وقتی لوگو یک روزنامه به نام یک حزب سیاسی است، آیا اساسا آن حزب حق دارد که بر اساس منافعش روزنامه را اداره کرده و مطالب روزنامه هم نشانگر نوع نگاه و بینش آن حزب به اتفاقات پیرامونی باشد، یانه؟ به این ترتیب وقتی در یک روزنامه که به عنوان" ارگان رسمی" یک حزب در حال انتشار است مشغول کار می شویم، چگونه می توانیم ادعای مستقل بودن کنیم و دم از روزنامه نگاری مستقل بزنیم و از مدیران آن هم انتظار داشته باشیم به استقلال ما احترام بگذارند؟
آنها هیشه خرد وزانند و عاقلان و دور اندیشان
وقتی کنگره آمریکا پس از صحبت های جالب رییس جمهور اسلامی ایران هدیه به وی داد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست تروریستی قرار داد، به این مساله می اندیشیدم که آیا باز هم دوستان اصلاح طلب ما را که رای هایمان را در صندوق ها نریختیم، مسئول و متهم آغاز جنگ ایران با آمریکا معرفی خواهند کرد؟
آیا دوباره این ما هستیم که جاده را برای جنگی جدید در خاورمیانه صاف کرده ایم، آن هم تنها به این دلیل که حاضر نشدیم رای هایمان را به کسانی بدهیم که وقتی به قدرت می رسند در صندلی های پارلمان و ریاست جمهوری می نشینند اول کس که از یاد می برند ماییم که شهروندیم و حقوق انسانی و شهر وندی و حقوق اساسی داریم.
و دوم چیز که از یاد می برند وعده هایشان است برای اصلاح و دمکراسی و آزادی و ...
اگر هم کاری می کنند برای هم حزبی هایشان است و دوستان و دست پرودگان. ما در این بین کسی نیستیم ،انسان هایی خارج از تعریف نظام که باید رای بدهیم تا آمریکا نیاید اگر نه که خواسته های ما به هیچ است در بازی بزرگ آنها.
باز ما متهمیم و مقصر و اگر نه آنها که همیشه عاقلانند و پیش تازان و صلح طلبان و عاقبت اندیشان. خرد ورزان آنانند نه ما که حقی در این میان برای انتخاب خود نداریم و کسی هم حقی به ما نمی دهد، قرار هم نیست که کسی حقی برایمان به رسمیت بشناسد.
یک پرسش ساده
« بهتر است آقای خامنهای فقط به یک پرسش پاسخ بگوید: چگونه میتوان به صورت مسالمتآمیز ایشان را از قدرت کنار زد؟ چگونه میتوان دربارهی کنار نهادن ایشان از قدرت سخن گفت، بدون اینکه...»
اکبر گنجی
اما با چه کسی رقابت خواهیم کرد این بار!
اندک اندک همه مهیای بازی می شویم. رویا فروشان امسال هم در راهند. اما می دانید من به چه فکر می کنم به کسانی که با هم رقابت خواهند کرد و می دانید رقابت اصلی تحریمی ها با چه کسانی خواهد بود؟
-اصلاح طلبان. اصلاح طلبان حکومتی. مخالفین جنگ ایران و آمریکا. رای دهندگان دمکراسی خواه امیدوار به تغییر درونی نظام و...
و آنها هم با ما به رقابت برخواهند خواست، چرا که خواستگاه همه ما یکسان است،عنصری مشترک همه مان را به هم پیوند می زند در این کارزار رقابتِ رای دادن و ندادن: دمکراسی!
دمکراسی!
چقدر گران می فروشندش در خاورمیانه! چقدر گزاف است بهایش در سرزمین ما و همسایگانمان!
و چقدر دلمان می تپد برایش!
...
این بار باید از دوستان جدیدی که یاقته ام( آوی و حمیدرضا) سپاسگزار باشم، از غار بیرون شدم به جادوی کلام این دوستان نو یافته.
وقتی روش های آکادمیک، فضای سرد مصا حبه را برهم نمی زنند و خدمات شهری مکانیزه شده اند
زنگ می زنم به همیشه استاد. هروقت در کارها گیر می کنم یا به او زنگ می زنم و یا به ...
آنقدر فضا بسته است و سنگین که هیچ کدام از روش های استاد محسنیان راد هم برای باز کردن فضای مصاحبه به کارم نمی آید. اطلاعات حتی به صورت قطره چکانی هم در اختیارمان قرار نمی گیرد. چند روز قبل از حضور در آنجا ترتیبی اتخاذ کرده اند تا یکی از خبرنگاران موثر در انتخابات پیشین (هرچند نزدیک به شورای نگهبان)، تنواند حضوری در پوشش انتخابات داشته باشد، یکی دیگر هم که من امید بسته بودم به حضور موثرش همان شب اول پدر شده و به آغوش خانواده می رود و ما می مانیم و بقیه ای که همه با هم سر جمع...
آیا آن تمدن برتر به پا خواسته است
قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب شد.
تصویب این قطعنامه گامی اساسی بود برای رویارویی ایران و آمریکا.آنچه بسیاری از اصلاح طلبان، تحریمی ها را متهم می کنند به اینکه در ندادن رای گوشه چشمی دارند به آن سوی مرزها ؛ با تصویب این قطعنامه جدی تر می شود.
آنچه می خوانید توصیفی از پیش بینی برخی رای ندهندگان است در ایران مبنی آغاز عزم جهانی برای تغییر در ساختار نظام حکومتی ایران ( طولانی شدن متن به این دلیل است که باید با احتیاط فراوان در باره مساله ای که می خواهم مطرح کنم بحث می شد اما از مقدمات تا حد امکان کاسته ام و بیشتر آن را به دانسته های پیشین و عمومی خواننده وانهاده ام.)
سرزمینی را در نظر می آوریم که مذهب در آن رشه ای بسیار عمیق دارد و تارخ آن سرتاسر یا بر مدار مذهب بوده و یا نشات گرفته از آن. مردمی که اعتقاد دارند، مهم نیست به چه و کدام آیین و کیش، مهم این است که به ماورا الطبیعه اعتقادی راسخ دارند . ماورا الطبیعه چنان در فرهنگ، گفتار و زندگی
رزو مره شان رسوخ و رسوب کرده است که جزئی جدایی ناپذیر از آ ن محسوب می شود. چیزی چون شالوده،کنه و تاروپود رفتارهایشان...
|
|